ميرزا محمد على وفا زواره اى
365
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
فتحعلى خان صبا به دو دليل از عموم منابع ، بهويژه مآخذ متأخر ، چيز زيادى نمىتوان در مورد عندليب پسر صبا فهميد ؛ يكى يگانگى خلق و خو و رفتار و همانندى مناصب پدر و پسر است كه عموم تذكرهنويسان از مرز تعارف ، تجاوز نمىكنند و عموما به اينجا كه مىرسند به همان صفات پدر حواله مىدهند ! و دوديگر آنكه « عندليب كاشانى » با همين عنوان در تاريخ ادبيات اين دوره به دو نفر اطلاق شده است و بهجز محمّد حسين خان ، فرد تقريبا گمنام ديگرى با نام سيّد مير تقى بن الحسين الحسنى الكاشانى با تخلّص عندليب وجود دارد كه امر را بر بسيارى مشتبه ساخته است . از جمله مصحح ديوان صبا - محمّد على نجاتى - در مورد فرزند صبا - عندليب - مىگويد : « ديوان او در سال 1313 قمرى بهوسيله مير تقى بن حسين حسنى كاشانى متخلّص به عندليب در استامبول به چاپ رسيده و حاوى قريب پنج هزار بيت است كه قسمتى در مدح ائمه اطهار و پيشوايان دين مبين و قسمتى در ذكر مصيبت شهداست . قسمتى را نيز غزلهاى شيرين و قطعات متين او كه اغلب در تاريخ تولّد و فوت اشخاص سروده شده است ، تشكيل مىدهد . به طورى كه از تاريخ قطعات مندرجه در آن ديوان برمىآيد ، تا قريب سنه 1300 در قيد حيات بوده است . » در صورتى كه اين مير سيّد تقى ، تاجرى شاعر بوده كه به دليل تجارت به كشورهاى متعدّد گمنام مانده و ديوانى از او باقى است كه يكبار ظاهرا در اسلامبول آن زمان بهوسيله خود او مقدّمهنويسى شده و به طبع رسيده و همان در ايران سالها بعد ، دوبار چاپ شده و مشخصات آن چنين است : ديوان اشعار عندليب كاشانى : به سعى و اهتمام تيرداد انديشه ، انتشارات كاوه ، 1343 و همان : با مقدّمه خود شاعر ، انتشارات فروغى ، 1363 ( احتمالا افست از چاپ استامبول ) بنابراين به احتمال زياد ديوان عندليب - پسر صبا - مطبوع نيست . عندليب پسر صبا اضافه بر تمام مناصب پدر مانند ملكالشّعرايى و كليددارى حضرت معصومه ( س ) ، در نقاشى و خط و منبتكارى نيز استاد بود و از جانب شاه ، مأمور به نظم درآوردن وقايع دهساله زمان خود شده بود . ميرزا محمّد على بهار دربارهء او گويد : « عالىجاه . . . همواره دربارش ، مقصد شعرا و پيوسته سركارش مهبط علما [ بود . در دودمان آنها ] . . . هميشه ده نفر شاعر قادر و دانشور ماهر ، حاضر است . » بهار ، بعد از اين تعريف جملهاى مىگويد كه قدرى هم « بوى ناك » است : « هركه در [ خاندان آنها ] . . . تازه لب به سخن گشايد و معنى نظم از نثر فرق نمايد ، با لطف عميمش نوازند و غثّ از سمين اشعارش ممتاز سازند ، بلكه خود از زبان او قصايد آرايند ( ! ) » بههرحال آنچه پيداست اينكه عندليب ، فضائل ديگرش بر شعرش مىچربيده و ديوان مدوّن و حجيمى مانند صبا در خاندان كاشى ندارد . در مدايح معتمديّه سه قصيده و يك قطعه از او